هان اي دل عبرت بين

[ad_1]

سر جدتان تهران را وجه المصالحه يا وجه المعامله يا حتي وجه المنازعه جريان هاي سياسي نكنيد اگر مردم به شما راي داده اند تا شهردار انتخاب كنيد، شهردار انتخاب كنيد و خودتان را گرفتار ملاحظات سياسي نكنيد. به سياسيون باشد از آب و هوا هم سهم مي خواهند. اينها هنوز رييس جمهور تحليف نكرده و حكمش را نگرفته هر روز برايش خط و نشان مي كشند كه «انا شريك» خيلي هم زشت و زننده شراكت شان را به اطلاع عموم مي رسانند. حتي لازم نمي بينند كه كمي در پرده سخن بگويند يا قدري به تعارف و تشريفات برگزار كنند، حتي بلد نيستند، يا بلدند و از ياد برده اند، يا از ياد هم نبرده اند بلكه چنان وضعيت اضطراري است كه لازم نمي بينند تشنگي شان را به قدرت لاپوشاني كنند و در ظاهر هم كه شده خود را شيفته خدمت نشان دهند نه خيلي صريح و دست به كمر سهم مي خواهند. به كم هم قانع نيستند، پايش بيفتد قصه را به دعوا و فحش و نصيحت هم مي كشانند. حالا رييس جمهور هوشيار و زرنگ است از پس اينها برمي آيد. از پس آن رقباي جدي و سفت و سخت برآمد، از پس سهم خواهان هم برمي آيد وقتي رييس جمهور و معدودي از رفقايش كلنگ مي زدند، اينها هم «هن و هن» كرده اند حالا كه موقع تقسيم غنيمت رسيده سهم مي خواهند. عين اين قصه در مورد شوراي شهر هم هست با اين تفاوت كه اينجا با دولت فرق دارد و اعضاي شورا آن انسجام لازم را ندارند، چه بسا به اينجا رسيدن خود را مرهون و مديون بعضي از رجال و جريان هاي سياسي بدانند. تهران هم البته متاعي نيست كه بشود از آن سر باز زد و آرزوي شهرداري اش را كتمان كرد. در روزگار باستان وقتي وضعيت پيچيده مي شد – مثل زمان بهرام گور – تاج را ميان دو شير مي گذاشتند تا آنكه زورآورتر و زيرك تر و محق تر است تاج را بربايد و آنكه مدعي و لاف زن و طمعكار است از خيرش بگذرد يا لقمه شيران شود. حالا هم باور كنيد بد نبود اگر چنين راهكاري مي انديشيدند تا اصل ها را از بدل ها بازشناسند و صاحب حق ها را از سهم خواهان تمييز دهند. خيلي ها با برگزار كردن امتحان اجتهاد توسط شوراي نگهبان براي تشخيص احراز صلاحيت علمي نمايندگي خبرگان مخالفند هم به شكلش و هم به محتوايش انتقاد دارند، انتقادها را هم گفته اند و نوشته اند. اما من با نفس امتحان به شدت موافقم و به نظرم اگر تبديل به روال شود آن وقت واقعا معلوم مي شود كي چه كاره است و چه در چنته دارد البته هم بايد امتحان نظري كرد هم عملي. بالاخره مي خواهيم ام القراي جهان اسلام را به كف با كفايت يك نفر بسپريم. هر كسي كه شهردار مي شود با تصميمات و حرف هايش مي تواند ما را از ايني كه هستيم گرفتارتر كند، مي تواند از گرفتاري ها آزادمان كند. مي تواند اين پست و اين سازمان و اين شهر را سياسي تر از ايني كه هست بكند. مي تواند ما را از اين سياست زدگي خلاص كند مي تواند روز به روز بر گره هاي كور اين شهر بيفزايد، مي تواند به تدبير و ذكاوت گره ها را بگشايد اين مسير سياسي تر شدن تهران چيزي است كه عقل حكم مي كند نگرانش باشيم. سياسي شدن، بهتر بگويم سياست زدگي تهران في نفسه بد و خطرناك است و اين طور نيست كه فكر كنيم دست اصولگرايان بد بوده، دست اصلاح طلبان بيفتد خوب مي شود. نه كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكني در عوض اين شهر نياز به نظم و نسق دارد: بي ساماني هايش بايد سامان يابد. بايد جلوي تغييراتش – به خصوص تغييرات بي رويه اش- گرفته شود. انضباط مالي به نظرم در صدر اولويت هاي شهرداري است. جلوگيري از عملگرايي بي محابا هم جزو ضروريات است بايد اين شهر ياد بگيرد كه به مسائلش فكر كند. به جاي كندن و كوبيدن و عوض كردن و ساختن بايد ياد بگيريم درنگ كنيم. درنگ و تامل از اوجب واجبات است و خيلي چيزهاي ديگر كه در اين مقال نمي گنجد پس چه عيبي دارد كه به جاي عمل به توصيه هاي سياسي- جناحي دنبال شايسته هاي امتحان پس داده بگرديم.
     حالا كه اينها را گفتم دلم مي خواهد يك نكته ديگر را هم بگويم. حق با آقاي زيباكلام است كه «ما از گذشته درس نمي گيريم.» بدتر از ما اين جريان هاي اصلاح طلب و اصولگرا هستند كه دقيقا همان اشتباهاتي را مرتكب مي شوند كه قبلا. اصلاح طلبان اگر ذره اي از جريان هاي اسبق شوراي شهر درس گرفته بودند، اگر ذره اي از ندانم كاري هاي اواخر دهه ٧٠ عبرت گرفته بودند، امروز طور ديگري عمل مي كردند و از راه ديگري وارد مي شدند و با زبان ديگري سخن مي گفتند. فاعتبروا يا اهل السياسه.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *